LOLA TRALALA

از مهره‌ها شروع کرد. بعد کمی همه‌چیز از کنترل خارج شد.

نویسنده اصلی Bead Culture، جمع‌کننده ارتباط‌ها، دنبال‌کننده حرفه‌ای سوراخ‌های خرگوش و زنی که نمی‌تواند یک سؤال ساده بپرسد بدون اینکه فوراً به هشت کتاب، چهار موزه، دو پادکست و دست‌کم یک پروژه جانبی کاملاً برنامه‌ریزی‌نشده نیاز پیدا کند.

می‌خواست درباره مهره‌ها بنویسد. حالا نصف دنیا را تحقیق می‌کند. و عجیب اینکه کاملاً منطقی است.

Lola Tralala با موهای قرمز و فر، دفترچه‌ای در دست گرفته و لبخند می‌زند؛ صفحه‌های کتاب در اتاقی گرم و پر از کتاب و اشیای عجیب دور او در پروازند.

همه‌چیز کاملاً بی‌خطر شروع شد

قرار بود Bead Culture درباره مهره‌ها، زیورآلات، ساختن چیزها و اشیای زیبا باشد. اما خیلی زود یک مشکل پیدا شد: یک مهره هیچ‌وقت فقط یک مهره نیست. می‌تواند تزئین، طلسم، پول، خاطره خانوادگی، نشانه جایگاه اجتماعی، بخشی از لباس عروسی، نماد سیاسی، مد یا شیئی باشد که خیلی پیش از صاحبش نصف دنیا را طی کرده است.

و وقتی Lola چنین رشته‌ای پیدا می‌کند، می‌خواهد بداند کجا می‌رود. بنابراین مهره‌ها کم‌کم تبدیل شدند به مسیرهای تجارت، خرده‌فرهنگ‌ها، تاریخ مد، سنت‌های مردمی، آیین‌ها، نمادها، اسطوره، موسیقی، فرهنگ عامه، جنبش‌های زیبایی‌شناختی، جشنواره‌ها، زندگی روزمره، عکس‌های قدیمی، انبارهای موزه و کلی چیزی که آن صبح اصلاً در برنامه نبود.

Bead Culture طبق business plan رشد نکرد. بیشتر پخش شد. و Lola دنبالش می‌دود.

Lola تحقیق سریع بلد نیست

بهتر است از اول اعتراف کنیم. Lola نمی‌تواند اینترنت را باز کند، یک اطلاعات را چک کند و ببندد. یک سؤال فوراً به هشت کتاب، دو پادکست، چهار مجموعه موزه، سه مقاله دانشگاهی، آرشیو عکس‌های قدیمی و کسی که در سال ۱۹۸۷ درباره موضوع رساله نوشته نیاز پیدا می‌کند.

و بعد، البته، می‌فهمد منابع با هم موافق نیستند. عالی. حالا تازه جالب شد.

بنابراین یک سؤال کاملاً ساده مثل «چرا flapperها رشته‌های مروارید این‌قدر بلند می‌پوشیدند؟» می‌تواند در یک بعدازظهر به جنگ جهانی اول، رهایی زنان، Art Deco، تولید انبوه costume jewelry، تغییر سیلوئت زنانه، Prohibition، کلوب‌های شبانه و تحولات اجتماعی دهه ۱۹۲۰ برسد.

اما وقتی به دهه ۱۹۲۰ رسیده‌ایم، گوش ندادن به jazz آن دوران خنده‌دار است. Lola جاز پخش می‌کند. آهنگ سوم که می‌رسد فکر می‌کند Bead Culture حتماً به playlist مخصوص BC Jazz نیاز دارد. پس باید معلوم شود چه چیزهایی داخلش برود. یعنی: تحقیق بیشتر.

در همین تحقیق به موسیقی‌دانی می‌رسد که ارزش یک مقاله دارد. کنار اسم او موضوع دیگری ظاهر می‌شود. آن موضوع به مقاله‌ای از Bead Culture مربوط است که شش ماه پیش منتشر شده، پس حیف است آن را update نکنیم و همه‌چیز را به هم وصل نکنیم. در همین حین در یادداشت‌ها ایده یک series جدید و دست‌کم یک سوراخ خرگوش کاملاً غیرضروری اما مقاومت‌ناپذیر پیدا می‌شود.

سؤال اول درباره گردنبند مروارید حالا چهار مقاله جدید، یک playlist، update یک متن قدیمی و یک شاخه کاملاً تازه از Bead Culture ساخته که دو ساعت پیش وجود نداشت.

Lola حتماً به مقاله اول برمی‌گردد. وقتی playlist تمام شود. شاید.

این bug سیستم نیست. خود سیستم همین است.

یک دنیا کافی نیست

برای همین در Bead Culture چیزهایی کنار هم قرار می‌گیرند که در نگاه اول نباید هیچ‌وقت به هم برسند: مهره پیشاتاریخی، comeback کره‌ای، سنت beadwork آفریقایی، flapper، طلسم چشم‌زخم، جشن برداشت محصول، کت punk، زیور عروسی یا شیئی عجیب از کاتالوگ دیجیتال یک موزه در سال ۱۹۱۲.

Lola چندان به مرز بین دسته‌بندی‌ها اهمیت نمی‌دهد. چیزی که برایش مهم است این است که وقتی به یک چیز از چند طرف نگاه می‌کنیم چه اتفاقی می‌افتد. یک زیور می‌تواند همزمان شیئی زیبا، هنر دستی، سند تاریخی، نماد هویت، کالا و راهی برای گفتن چیزی درباره خود باشد. مد می‌تواند به سیاست برسد، موسیقی به لباس، دین به مواد و یک مهره ساده به داستانی چند هزار ساله.

گاهی دو چیز دور از هم واقعاً مرتبط‌اند. گاهی اصلاً نیستند. آن هم پاسخ است.

نه اگزوتیک‌سازی. ارتباط‌ها.

Bead Culture مجموعه «عجایب جهان» نیست و Lola نمی‌خواهد فرهنگ‌ها را به ویترین اشیای عجیب و غریب تبدیل کند. وقتی جایی مردم چیزی می‌پوشند که برای ما نامعمول است، سؤال جالب‌تر از «ببین چقدر عجیب است» این است: چرا؟

چرا مردم در سراسر جهان بدنشان را تزئین می‌کنند؟ چرا بعضی اشیا محافظت می‌کنند، بعضی جایگاه اجتماعی نشان می‌دهند و بعضی می‌گویند فرد به کدام گروه تعلق دارد؟ سنت چطور تبدیل به مد و مد چطور تبدیل به خرده‌فرهنگ می‌شود؟ یک نماد چطور از یک قرن به قرن دیگر می‌رود و در راه معنایش کاملاً عوض می‌شود؟ و چرا چیزهایی که امروز شبیه aesthetics تازه اینترنتی هستند گاهی بر داستان‌هایی ایستاده‌اند که بسیار قدیمی‌تر از خود اینترنت‌اند؟

همین جابه‌جایی‌ها، دگرگونی‌ها و ارتباط‌های غیرمنتظره بیشترین جذابیت را برای Lola دارند. او نمی‌خواهد دنیا را آن‌قدر ساده کند که راحت در پنج پاراگراف جا شود. اگر چیزی پیچیده است، می‌تواند پیچیده بماند. اگر چند تفسیر وجود دارد، می‌توانیم چند تفسیر را ببینیم. و اگر یک افسانه زیبا واقعیت تاریخی نیست، لازم نیست دور انداخته شود — کافی است صادقانه بگوییم افسانه است.

اینترنت کافی نیست

Lola اینترنت را خیلی دوست دارد. معلوم است. بخش مشکوکاً بزرگی از زندگی‌اش را آنجا می‌گذراند. اما صفحه اول نتایج جست‌وجو پایان تحقیق نیست و پنج سایت که یک جمله را تکرار می‌کنند پنج منبع مستقل نیستند.

برای همین Bead Culture بیشتر می‌گردد: در کتاب‌ها، انتشارات دانشگاهی، آرشیوها، مجموعه‌های موزه، پایگاه‌های دانشگاهی، روزنامه‌های تاریخی، عکس‌های قدیمی، مستندها، کاتالوگ نمایشگاه، ضبط‌ها، نقشه‌ها و هر جا که موضوع راه ببرد. گاهی بهترین منبع جدید است. گاهی صد سال است در یک کتاب دیجیتال منتظر مانده که تقریباً کسی بازش نمی‌کند.

Bead Culture مجله دانشگاهی نیست و Lola وانمود نمی‌کند همه‌چیز را می‌داند. برعکس. یکی از بهترین لحظه‌های تحقیق وقتی است که می‌فهمد چیزی که بدیهی می‌دانست اصلاً بدیهی نیست. آن‌وقت باید عمیق‌تر رفت.

تحقیق عوارض جانبی دارد

یکی از مشکلات Bead Culture این است که اطلاعات به‌ندرت فقط اطلاعات می‌ماند. مقاله درباره subculture موسیقی playlist می‌خواهد، یک دوره تاریخی filmography، یک کشور جالب یک series کامل، یک نماد نقشه، یک aesthetic شاخه خودش و یک سنت تقویم. و در حال پیدا کردن یک تصویر، Lola موزه‌ای پیدا می‌کند که مجموعه‌اش خودش یک مقاله جدا می‌خواهد.

این‌طوری مقاله‌ها، playlists، نقشه‌ها، timelines، databases، seriesهای موضوعی و ایده‌هایی برای چیزهایی به‌وجود می‌آید که هنوز نمی‌دانیم کجای منو جا بدهیم. جا هست. یک جایی.

پس Lola Tralala واقعاً کیست؟

Lola Tralala نام مستعار است. و باید همین‌طور بماند.

Bead Culture نباید روی چهره نویسنده، زندگی خصوصی یا جریان بی‌پایان عکس صبحانه با captionهای مربوط به authenticity بنا شود. Lola نمی‌خواهد influencer باشد. خیلی بیشتر دوست دارد به چیزی که پیدا کرده اشاره کند و بگوید: «صبر کن. این جالب است.»

ناشناس ماندن به او اجازه می‌دهد کمی کنار بایستد. شخصیت اصلی Bead Culture، Lola نیست. آدم‌ها، اشیا، فرهنگ‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها، سنت‌ها، داستان‌ها و همه رشته‌های عجیبی‌اند که آن‌ها را به هم وصل می‌کنند.

اما “Tralala” هم تصادفی نیست. Lola دانشنامه راه‌رونده نیست و Bead Culture نباید مثل کتاب درسی‌ای باشد که گفته‌اند تا دوشنبه تمامش کنید. تاریخ می‌تواند جدی باشد و همچنان بامزه. یک منبع دانشگاهی می‌تواند کنار یک شوخی احمقانه بنشیند. و اگر موضوعی زیادی باوقار شود، احتمالاً Lola کمی به آن تلنگر می‌زند.

دو زن و چند گربه در آشپزخانه‌ای خیال‌انگیز غذا آماده می‌کنند و آرد و توپک‌های کوچک رنگی در اطرافشان پرواز می‌کند.

کمی از Lola قدیمی هنوز مانده

نقطه‌ضعفش عکس‌های قدیمی، کتاب‌ها، کاغذ، بافت‌ها، زیورآلات، رنگ‌ها و چیزهایی است که کمی زندگی کرده‌اند. می‌تواند از یک دکمه صدساله، گردنبند فراموش‌شده، کارت‌پستال عجیب یا جزئیاتی در یک عکس که دیگری اصلاً نمی‌بیند هیجان‌زده شود. اگر بین شیئی کاملاً صیقلی و بی‌داستان و شیئی کمی ضرب‌خورده اما دارای گذشته حق انتخاب داشته باشد، احتمالاً دومی را از قبل در دست گرفته.

پس شعر کاملاً از Lola نرفته. فقط دیگر با چتر وارونه راه نمی‌رود تا خاطره‌ها را در آن بگیرد.

هفده tab باز دارد و می‌خواهد بفهمد آن چتر از کجا آمده، چه کسی ساخته، از چه زمانی استفاده شده، آیا نمونه‌ای در مجموعه موزه هست و چرا دسته‌اش دقیقاً آن تزئین را دارد.

و حوالی tab دوازدهم احتمالاً فکر می‌کند که می‌توانیم درباره چترهای جهان یک series کامل بسازیم.

تقریباً این‌طور Lola کار می‌کند. و تقریباً این‌طور Bead Culture ساخته می‌شود.

Příběhy, které se nosí.

Objevuj šperky, symboly, subkultury, tradice a kulturní souvislosti z celého světa.

Výběry a novinky z Bead Culture ti můžou přijít rovnou do e-mailu.